دیشب با حنان رفتیم سینما.... فیلم چیزهایی هست که نمی دانی.... خداییش بعد مدتها یه فیلم ایرانی جالب با بازی فوق العاده مصفا دیدم .... جدا دوست داشتنی است .... حال و هواش  ... اون اتاق با حالش  ....نگاه و سکوتش .....بماند.

کل فیلم درد نگفتن داشت ... که البته دردش به مراتب کمتر از آنی است که بدانی و نخواهی که بشنوی....!

اومدیم بیرون و از کنار یه دل و جگر و قلوه رد شدیم و من یاد یه جگرکی افتادم که دل فروشی نداشت اما دنبال دل می گشت!

/ 2 نظر / 9 بازدید