سال مامان نزدیکه و باز هم یک سال دیگه بدون مامان گذشت ...

نبودنش پررنگتر و قلب من پر درد تر ....

اما همیشه حس اش می کنم و میدونم مثل همیشه باز هم دعام می کنه ....

خدایا ...

کمکم کن اونقدر آدم باشم که از داشتن چنین دختری شرمسار نباشه...

اون که اونقدر بزرگ بود که هنوز بعد این همه سال هنوز حرفش بین همه هست ...

حرف خودش و خوبیهاش و فداکاریهاش ....

دوسش دارم .... خیلی .

/ 6 نظر / 21 بازدید
حنانه

مامان من...هیچ وقت هیچ چیزی پیدا نمیشه که بخواد جای خالی یه مادر رو پر کنه ، یا درد نداشتنشو کمتر....ولی مطمئنم هیچ مادری نمی تونه اینقدر که مامانی به تو افتخار می کنه به بچش افتخار کنه...داشتن یه دختر مهربون و فداکار و پاک مثل خودش...[لبخند][بغل][ماچ][گل]

عادل

مادرها همه زنده اند ...

آرام وحشی

سلام. خدا مامانتو بیامرزه . من میدونم مامان یعنی چی . تنها کسیه که حاضره همه هستیشو بده ولی تو خوب و خوش باشی . مطمئن باش اگه تو ناراحت باشی اونم ناراحته . پس اینو نخواه . بخاطر مادرت خوشحال باش . نه که بگم برقصی نه . ولی افسرده م نباش . بهشت زیر پاشه . من تازه وبیدم . دوست داشتی یه سر بزن. و اگه تمایل به تبادل لینک داشتی واسم پی ام بذار[گل]

سعید

خدا رحمت کنه ...[گل]

برادلم

... "مامان" کلمه ای که حساسیت عجیبی دارم بهش و یه عمره از نداشتنش دل پریشم ...

EHSAN

وبلاگ قشنگی داری اماده تبادل لینک هستی؟